وظایف مشاورانِ هیئت

وظایف مشاوران هیئت، وظایفی است که آن ها بر عهده دارند تا با عمل به آنها روند انگیزه سازی، آموزش، هدایت و حمایت را به پیش ببرند. در ادامه به شرح و توضیح هر یک از این موارد خواهیم پرداخت.
وظیفه‌اول

انگیزه سازی

پیشبرد هر یک از امور هیئت متوقف بر فراهم کردن مقدماتی است که با ایجاد هریک از آنها چرخ های هیئت به حرکت در خواهد آمد و در ریل خود به پیش می رود. یکی از این مقدمات وجود نیروی انسانی کافی جهت بدست گیری مسئولیت های مختلف هیئت می باشد. نیروی انسانی با به کار گیری قوه ی فکری و عملی خویش عملیات اجرایی را جلو می برد. بکار گرفته شدن قوه ی فکری و عملی توسط خود فرد هم متوقف بر مقدمه ای ضروری است ؛ افراد بدون انگیزه و کشش نسبت به کاری، قوای خویش را صرف آن نمی کنند. اگر افراد رغبتی نسبت به فعالیت های مدنظر، نداشته باشند هیچ گاه درباره آن به فکر ورزی و شور و مشورت نمی پردازند. در نتیجه هیچ اقدام عملی هم برای اجرایی شدنش انجام نمی دهند.

اینجاست که اولین مرحله از وظایف تربیتی مشاور هیئت، پرداختن به بحث انگیزه سازی دانش آموزان و دانش آموز ها می باشد. مشاور هیئت بدون ایجاد انگیزه ی تفصیلی نسبت به هیئت و برگزاری آن، دست به سازماندهی و پیگیریِ اجرائیات نمی زند. از آن رو ایجاد انگیزه را مقید به تفصیلی بودن کردیم تا به این نکته اشاره کرده باشیم که منظور ما از ایجاد انگیزه، تنها جو دهی و ایجاد شور موقتی و گذرا نیست . بلکه انگیزه ای مدنظر است که عمیق بوده و ریشه در عقائد و احساسات دینی و مکتبی داشته باشد. اگرچه در برخی برهه ها همین جو دهی و ایجاد شور موقتی هم نیاز است لکن تنها به میزان ضرورت وجود نمک در غذا خواهد بود.

در انگیزه سازی به دنبال آن نیستیم که دانش آموز را وادار به پذیرش مسئولیتی کنیم بلکه هدف در انگیزه سازی خودجوشی و فعال شدن درونی دانش آموز است تا خود دانش آموز پیشنهاد برگزاری هیئت را بدهد و خواهان مسئولیت باشد.

یعنی مشاور با روش هایی که در ادامه خواهد آمد، دانش آموز را به مرحله ای برساند که خود دانش آموز احساس نیاز و علاقه به مسئولیت گرفتن و کار کردن در هیئت پیدا کند و به دنبال مسئولیت مناسب خودش بدود تا در نهایت به آن برسد. به بیان دیگر مسئولیت گرفتنی است نه دادنی. در اینجاست که مشاور باید او را هدایت و حمایت کنند که در ادامه بحث خواهیم کرد.

محور های انگیزه سازی

فعالیت و حرکت افراد متاثر از انگیزه هایی است که عوامل درونی و یا بیرونی مختلف در ایجاد آن انگیزه ها نقش دارند. مشاور هیئت با شناخت صحیح عوامل انگیزه ساز، دانش آموز خویش را به مسئولیت پذیری و جوشش درونی می رساند. سه عامل اصلی انگیزه مند شدن دانش آموزان به شرح زیر است:

1.    نیاز(فردی)

شخص بیمار تا زمانی که بیماری اش را فهم نکرده باشد و نسبت به آن غافل باشد، به دنبال درمان آن نیز نخواهد رفت و به محض درک عمق بیماری و نیاز به درمان، مراحل درمان را آغاز خواهد کرد. باید دانست درک ما از نیاز هایمان مارا به سمت برطرف کردن آنها سوق می دهد. برخی از نیاز ها مانند نیاز به خوراک و پوشاک، نیاز های واضحی هستند که صِرف وجود آنها انگیزه ی بر طرف کردن آنها را هم در ما ایجاد می کند. لکن برای آگاهی پیدا کردن نسبت به دسته ای دیگر از نیاز ها، صرفِ وجود آنها در ما کافی نبوده و برای درکشان نیاز به تذکر و تفکر و تبیین می باشد. نیاز به شرکت درهیئت و مسئولیت گرفتن در آن از این دسته است. لذا مشاور باید ابعاد مختلف نیاز دانش آموز به هیئت را تبیین کند، ازجمله:

  1. هر انسانی عمر محدود و گرانبهایی دارد و باید این عمر گرانبها را در بهترین امور صرف کند. کار کردن برای اهل بیت و حضرت اباعبدالله یکی از این امور است. مشاور هیئت باید با استفاده از احادیث و سیره وسخن علما، جایگاه و ارزش کارکردن برای اهل بیت ومخصوصا اباعبدالله را برای دانش آموز تبیین و روشن کند.
  2. دانش آموزان نیاز به دیده شدن دارند. هیئت بستری است که دانش آموز فرصت می یابد، در آن مورد توجه قرار گیرد و با گرفتن مسئولیت، خود را محک زده و دیده شود. مشاور هیئت باید با تبیین میزان رشد در صحنه عملیات هیئت، حس نیاز به مسئولیت گرفتن را در دانش آموز زنده کند.
  3. حضور در جمع هم سالان، یکی دیگر از نیاز های دانش آموزان است. آن ها تشکیلات خواه اند و دوست دارند در جمع های بزرگ شرکت کنند.

  2.   اجتماعی :

درک صحیح از شرایط زمانه و مقابله عظیم جبهه حق و باطل و حضور شیعه در نوک پیکان این مبارزه، خود یکی از بهترین ابزار ها برای ایجاد انگیزه در افراد جهت انجام کار های فرهنگی و تربیتی است. هر آنکه انقلاب اسلامی را جبهه اول مبارزه با استکبار بداند و هدف آن را همان هدف حضرت سیدالشهدا علیه السلام ببیند، انگیزه ی لازم در او برای کار و فعالیت ایجاد خواهد شد. از طرفی، فهم درست از دشمن و شناخت از او و کار هایش و اینکه چه میزان هزینه می کند تا یک جوانِ شیعه ی ایرانی، دست از مذهب خویش و آرمان هایش بردارد، هم باعث افزایش انگیزه جهت مقابله با او می شود. لذاست که مشاور هیئت با توضیح و تبیین صحیح از این مسائل می تواند ضرورت هیئت و بدست گرفتن مسئولیت های هیئت را در ذهن دانش آموز جا بیاندازد. چرا که هیئت، یکی از بهترین بستر های رشد و پرورش غریق نجات، برای مدرسه، محله و شهر است. بهترین قدم جهت نیل به این مطلب، مطالعه ی دانش آموز و کار فکری او بر روی موضوعاتی نظیر دشمن شناسی و انقلاب اسلامی و شناخت جبهه حق و باطل می باشد که با نظارت مشاور و هدایت او صورت می پذیرد.

البته ضرورت های تشکیلاتی را هم می توان ایجاد کرد. یعنی ضرورت هایی که ساختار تشکیلاتی برای دانش آموزان ایجاد می کند باعث می شود تا آن ها برای انجام کار ها و مسئولیت هایشان انگیزه مند شوند.

3.    محبت  به اهل بیت :

محبت بین امام و ماموم، مقوله ای دو سویه است. هنگامی که ماموم محبتِ امام نسبت به خودش را بفهمد خود را در قبال این محبت مسئول می داند. چرا که ذات محبت مسئولیت آور است و محبوب را به زیر دِین محب می برد. این مطلب در جایی که محِب، شخصی جلیل القدر و بی نیاز از محبوب باشد واضح و روشن است. از این رو محبوب به تکاپو افتاده تا به هر طریقی این محبت را جبران کند و رضایت خاطر محِب را بدست آورد. مشاور باید بتواند با بهره گیری از احادیث و روایاتی که در زمینه محبت ائمه به شیعیان وارد شده است، این حس مسئولیت را در دانش آموز ایجاد کند.

در سوی دیگر، محبت ماموم به امام هم خود منجر به احساس مسئولیت و در نتیجه فعالیت و صَرف هزینه های مالی و انسانی می شود. برای ایجاد یا تقویت این محبت کار بر روی مباحث امام شناسی لازم و ضروری است. اگرچه همه ی افراد نسبت به ائمه علیهم السلام و خصوصا حضرت ابا عبدالله علیه السلام محبتی در دل دارند لکن همان طور که عینا هم مشاهده می کنیم این محبت در اکثر موارد به فعالیت های جزئی و با تاثیر کمتر می انجامد. آن محبتی می تواند به احساس مسئولیت جدی ختم شود که محبتی عمیق و بر گرفته از شناخت صحیح از ائمه باشد. لذا است که مشاور هیئت برای ایجاد و تقویت محبت دانش آموز به امامان معصوم باید به صورت جدی بر روی مباحث امام شناسی کار کند؛ دانش آموز را به سمت مطالعه درباره امامان و جایگاه آنها و فضائل شان سوق دهد تا از این رهگذر محبتی عمیق و نه سطحی، نسبت به حضرات معصومین در دل او ایجاد شود. چرا که تا شناختِ درست در کار نباشد محبت عمیق هم حاصل نخواهد شد.

از آنچه تا به اینجا گفتیم معلوم می شود که ضرورت، نیاز و محبت سه محور اساسی در روند ایجاد انگیزه است. و رسیدن به هر سه مورد در گروِ کار مطالعاتی عمیق و مستمر است. هرگاه پایه های فکری و اعتقادی افراد مستحکم شد انگیزه شان هم به قدم نهادن در فعالیت در جبهه فرهنگی و ایفای نقش در آن مداوم خواهد بود.

4.    سایر محورهای انگیزه سازی

در آخر باید به نکته ی دیگری هم اشاره کنیم. انگیزه سازی بجز سه محور مذکور در این بخش، حول محور های دیگری نیز می تواند صورت پذیرد. محور هایی نظیر منفعت و ترس هم میتوانند دانش آموز را به کنش گری وادار کنند ؛ هنگامی که دانش آموز را به بهانه کارت عضویت و یا شرکت در اردو ها و غیره به فعالیت ترغیب می کنیم او هم به طمع دستیابی به این مزایا و منافع به این فعالیت ها شوق پیدا می کند. در این حالت نباید انتظارِ کنشگریِ اساسی و عمیقی را داشته باشیم. چرا که هنگامی دغدغه مندی عمیق خواهد بود که ریشه در عقائد و عواطف صحیح و مبتنی بر اصول شرعی باشد. و این عقائد و احساسات بوسیله تشویق های سطحی نظیر کارت عضویت ایجاد نمی شود. در واقع انگیزه سازی براساس این محور ها، برای شروع خوب است ومشکلی ندارد، اما نباید در آن ها متوقف شد.

روش های انگیزه سازی

روش های انگیزه سازی، در سه محور نیاز، محبت و ضرورت به کار گرفته می شوند.

الف) کار فکری- معرفتی : در فصل گذشته معلوم شد که بهترین دغدغه مندی ها و مسئولیت پذیری ها زمانی صورت می گیرد که دانش آموز با راهنمایی و همراهی مشاور به خودسازی فکری و معنوی خویش در زمینه های معرفتی و گرایشی بپردازد. به این صورت که هم در ساحت عقل و معرفت، نسبت به مکتب شیعه و انقلاب اسلامی و هدف قیام امام حسین به رشد رسیده باشد و هم در ساحت قلب افزایش محبت نسبت به امامش را پی بگیرد.

در این راستا انجام مطالعه و برگزاری جلسات معرفتی با محوریت موضوعات زیر پیشنهاد می شود.

  موضوع ریز موضوع
1 امام شناسی – ضرورتِ جایگاه امامت / نقش امام در هستی

– تاریخ زندگانی معصومین

– نحوه ارتباط بین امام و ماموم و توجه و مهرورزی

ائمه به شیعیان

– شناخت مجاهدت های امامان در عصر خود

2 مباحث مرتبط با حضرت امام حسین علیه السلام – تاریخ قیام امام حسین

– چرایی قیام و اهداف آن

– چرایی عزاداری و گریه

– نقش هیئت در تحولات جهانی

– نقش هیئت در تربیت انسان ها

3 مباحث مهدویت – آشنایی اجمالی با مبانی معرفتی مهدویت

– پاسخ به شبهات رایج مهدویت

– ویژگی های یاران حضرت

– وظیفه ما نسبت به ظهور

4 انسان شناسی – ارزش عمر / کوتاهی و بر گشت ناپذیری عمر

– لزوم کشف استعداد ها و صرف آنها در راه خدا

– لزوم هدف مندی انسان در زندگی دنیایی

5 دشمن شناسی – شناخت تاریخی نسبت به تقابل جریان حق و باطل

– شناخت خدعه های شیطان و اصحابش

– شناخت ابزار دشمن و نحوه تقابل با آن

6 معرفی الگو ها

 

– ائمه معصومین علیهم صلوات الله

– اصحاب ائمه

– امام خمینی و رهبری

– شهدای دفاع مقدس

 

 7  

انقلاب:

 ماهیت / جایگاه انقلاب در نبرد حق و باطل / پیوند

انقلاب با مکتب امام حسین و هیئت

 

* مباحث ذکر شده در جدول مزبور، برای تحصیل و ایجادِ انگیزه ی مبنایی در دانش آموز هستند و باقی مباحث مورد نیازِ کادر و شورای هیئت در جزوه ی « آن چه کادر باید بداند » ذکر شده است.

 

ب) هویت بخشی

هویت در اینجا به معنای هویت تشکیلاتی و خود را ذیلِ یک « ما » ی واحد تعریف کردن است. هویت تشکیلاتی یعنی ؛ تعلق فرد به یک مجموعه، به نحوی که خود را بخشی از آن بداند و و خود را در پیشرفت و پسرفت آن سهیم بداند. همان گونه که افراد نسبت به خانواده خویش دارای همیت و غیرت هستند، جوان و نوجوان هم نسبت به تشکیلاتی که آن را از خود بداند دارای تعصب شده و برای پیشرفت آن تلاش می کند. ویژگی ذاتی جوان همین است ؛ او به تعریف کردن خویش، در ساختاری اجتماعی عمیقا علاقه نشان می دهد و بخش زیادی از دوران جوانی خویش را به دنبال یافتن جمعی متناسب با روحیاتش و ملحق کردن خود به آنها، می گذراند. ظرفیت هیئت در این زمینه ظرفیتی بس گسترده و دارای جوانب مختلف است. در هیئت هم فضای دوستی و صمیمت دیده می شود و هم کار جمعی و ماجراجویی های مختلف. هیئت بهترین جایگاهی است که می توان تمایل جوان به دارا بودن هویت جمعی را پاسخ داد.

ایجاد علقه بین دانش آموز و هیئت و رساندن او به مرحله هویت دار شدن، بر عهده مشاور هیئت می باشد. به تعبیری باید دانش آموز به این نقطه برسد که هیئت را از خود بداند و خود را بچه های هیئت انصار المهدی معرفی کند. مشاور هیئت باید با رعایت نکاتی که در ذیل می آید، این هویت را بین افراد مختلف هیئت ایجاد کند. هم دل شدن افراد در قالب کادر و شورای هیئت یک گام محکم در پیشبرد باقی امور هیئت می باشد.

 

نکات مهم در روند هویت بخشی

1)    دخالت دادن دانش آموز در روند تصمیمات

مشاور می داند دانش آموز به صرف دستور و فرمایش تن به کاری نمی دهد. می داند اجبار جوان، باعث زدگی و اعراض بیشتر او از مطلوب ما می شود. می داند که نقطه شروع کار با دانش آموز تعریف برنامه و فرمان به اجرای آن نیست . بلکه ابتدای کار را در هویت بخشی و فعال کردن دانش آموز می بیند. موقعیت تصمیم گیری در امور را برای جوان فراهم می کند. تصمیم از پیش گرفته شده را بر او تحمیل نمی کند بلکه موقعیتی فراهم می کند تا جوان خودش را در مقام برنامه ریزی ببیند و برنامه های مختلفی را پیشنهاد بدهد، نقاط قوت و ضعف هر یک را بشناسد و برای توجیه کردن افراد دیگر نسبت به تصمیم اش انرژی صرف کند.

مشاور دانش آموزش را در نقش کارگرِ صرف نمی بیند، کارگری که گویی اجیر شده تا منویات مشاور را اجرا کند. چراکه می داند دانش آموز آن وقتی تن به کار می دهد و برایش دل می سوزاند که انجام دادن یا ندادنش را هم خودش تعیین کرده باشد.

مشاور بصیر ساعت ها وقت می گذارد تا به وسیله این هویت دهی، دانش آموز را از حالت بی تفاوتی نسبت به امور به حالت دغدغه مندی انتقال دهد. او می داند شکست دانش آموز در کاری که خودش تصمیم ش را گرفته، اثر تربیتی بیشتری نسبت به موفقیتی که از جانب مشاور وادار به انجام دادن آن شده است دارد. لذاست که مشاور آگاه از پای کار نبودن دانش آموز هایش نمی رنجد و برای فعال کردنشان ابزار مختلفی را به کار می گیرد.

دخیل کردن دانش آموز در روند تصمیم گیری یکی از این ابزار ها در مسیر هویت بخشی است. اما این پایان کار نیست. بعد از آنکه دانش آموز تصمیمی گرفت و با کمکِ مشاور، جوانب مختلفش را سنجید و برای اجرایی کردن آن قدم برداشت وظایف بعدی مشاور شروع می شود. او از تصمیم آنها حمایت می کند و آن ها را به انجام دادنش تشویق می کند. توان و ظرفیت دانش آموز هایش را می شناسد و تا آنجا که کار به یاس و نا امیدی و سرخوردگی نرسیده، در امورشان دخالتی نمی کند. به آنها اجازه می دهد به سختی بیافتند تا از این طریق از خامی و نازک نارنجی بودن فاصله بگیرند. در اصلاح اشتباهاتشان شتاب نمی ورزد و این فرصت را به آنها می دهد تا مستقلا راه و چاره ای برای مشکلِ موجود بیاندیشند. البته در جایی که دانش آموز هایش به بن بست خورده اند آنها را رها نمی کند و با زیرکی و لطافت راه برون رفت از مشکل را نشان می دهد و به این ترتیب آنها را از خطر یاس و دلزدگی رها می کند.

2)    ادبیات و الفاظ مشاور

مشاور هیئت باید از موقعیت های مختلف در راستای هویت بخشی به دانش آموزان استفاده کند. باید در گفتگو هایش با آنها در جلسات مختلف، از الفاظی استفاده کند که در راستای هویت یابی دانش آموز موثر باشد . برای مثال در جلسات تصمیم گیری، هیچ گاه از ادبیات دستوری استفاده نکند چرا که در این صورت دانش آموز، خود را از تشکیلات و امور هیئت به دور می بیند و خود را صاحب کار نمی داند. در نتیجه به هویت تشکیلاتی دست پیدا نمی کند. مشاور باید تلاش کند که دانش آموز ها از لفظ هیئت ما استفاده کنند و خود را در متن هیئت تعریف کنند.

3)    تعریف ساختار ها

ساختاری در هیئت دانش آموزی مطلوب است که دانش آموز در همه جای آن خود را سهیم و صاحبِ کار بداند. اگر این احساس در دانش آموز ایجاد شود که تنها مسئولیت های کم اهمیت تر به او واگذار شده و امور اصلی به فارغ التحصیلان سپرده شده است، در این صورت تحقق هویت تشکیلاتی با مشکل مواجه خواهد شد.

عهده داری مسئولیت برگزاری جلسات مختلف(نقد و بررسی/ تشکیلاتی / سازماندهی) نیز از همین قبیل است . دانش آموز باید، خود به شخصه برگزاری جلسات را عهده دار شود. نوع نشستن، حرکات و حالات مشاور در اینجا بسیار موثر است. او باید در روند جلسه، خود را به حاشیه کشانده و دانش آموز را در متن ماجرا جای دهد.

4)    ایجاد صمیمیت

فضای دوستی و رفاقت هم بین خود دانش آموز ها و هم بین آنها و مشاور، دارای ثمرات فراوانی است که مشاور هیئت باید از آن بهره بگیرد.

نکته

باید دانست رابطه ی ایجاد انگیزه و ایجاد هویت رابطه ای مستقیم است و به همان میزان که هویت تشکیلاتی در افراد ایجاد شود انگیزه آنها هم در انجام اجرائیات هیئت افزایش می یابد و لذاست که مشاور هیئت باید اهتمامی کافی، نسبت به مرحله هویت بخشی، بخرج دهد. در واقع اگر دانش آموز در تشکیلات هیئت احساس هویت کرد و آن را از خود دانست، این باعث می شود که نسبت به هیئت تعلق و محبت پیدا کرده، برای هیئت مایه بگذارد، نسبت به آن حساسیت به خرج داده و هیئت برایش مهم شود.

 ج) شخصیت بخشی

از دیگر ابزار های ایجاد انگیزه در افراد شخصیت بخشی به آنهاست. منظور از شخصیت بخشی ایجاد حس خود باوری، ارزشمندی و من می توانم در دانش آموز است. هنگامی که دانش آموز نسبت به خودش تلقی بچه بودن و ناتوانی داشته باشد، انتظار انجام کار های بزرگ و اثر گذار از او، انتظاری گزاف است. متاسفانه بخشی از سیستم آموزشی مدارسِ ما نیز همین روحیه ی کودکی و ناتوانی از انجام امور را به او تلقین می کند. در این جاست که باید برای بر طرف کردن این ذهنیت، انرژی و زمان کافی صرف شود. مشاور هیئت با کنار زدن پرده های ذهنیِ دانش آموز که مانع از بچشم آمدن توانایی واقعی او شده است، او را به ظرفیت های نهفته خودش واقف می کند. دانش آموز باید بفهمد که سن ملاک خوبی برای سنجش توانایی ها نیست. چه بسیار افراد بزرگسالی که هنوز هم توانایی اداره ی جمع کوچکی را ندارند و چه بسیار افراد جوان و نوجوانی که با به عهده گیری کار های عظیم، دیگران را تعجب زده کردند. نمونه ی بارز این قضیه را در میان فرماندهان جوان دوران دفاع مقدس می بینیم.

رساندن دانش آموز به باورِ « من می توانم »، یکی از نقاط عطف کار تربیتی- تشکیلاتی است. باید دانست هرچه به افق دید جوان وسعت ببخشیم، باز هم جا برای پیشروی باقی است . اگر روحیه ی بلند پروازیِ نوجوان، تحت ضابطه و کنترل درآید، انگیزه های پر قدرت او هم آزاد خواهد شد و در نتیجه به فعالیت های موثر و پر اهمیت دست خواهد زد.

وظیفه‌دوم

آموزش

بعد از بیانِ روند انگیزه بخشی نوبت به مرحله ی آموزشِ دانش آموز می رسد. این دو مرحله هم چون دو بالِ یک پرنده، مکمل یک دیگر هستند و هر یک بدون دیگری، فاقد اثر خواهد بود. انگیزه بخشیِ صِرف می تواند به بروز خسارات فردی و تشکیلاتی منجر شود لذا باید همزمان با انگیزه بخشی به افراد، روند آموزش های مهارتی و تشکیلاتی را هم کلید بزنیم. انگیزه بدون آموزش به اتومبیلی می ماند که هم زمان با گرفتن ترمز، مشغول به صرف انرژی برای حرکت است. دانش آموزی که تحت فرآیند انگیزه بخشی برای فعالیت در هیئت قرار گرفته است، بدون فراگیری آموزش های لازم، انگیزه خود را از دست داده و نسبت به فعالیتش دچار سردی و نخوت خواهد شد. چراکه فعالیت بدون آموزش باعث شکست های پیاپی در مسئولیت پذیری شده و اثری جز گوشه گیری ندارد.

از سمت تشکیلات هم، فعالیتِ نیروی ناآموخته باعث بروز آسیب های مختلفی خواهد شد. برای مثال عدم فراگیری آموزش های تشکیلاتی در زمینه مدیریت جلسه آفاتی نظیر دلخوری های افراد، اصطکاک های بی مورد و عدم پیشرفت در امور را در پی دارد. هم چنین نداشتن آشنایی با امکانات سخت افزاری و نرم افزاری و نداشتن مهارت لازم برای استفاده از آنها، باعث بار آمدن خسارات مالی و وقتی خواهد شد.

آموزش به دوبخش عمومی و تخصصی تقسیم می شود. آموزش های عمومی شامل مهارت های تشکیلاتی؛ نظیرِ اخلاق تشکیلاتی، مهارت مدیریت، مهارت جذب و . . . می شود. آموزش تخصصی هم شامل مهارت های مورد نیاز هر یک از کارگروه های هیئت مانند صوت، رسانه، تدارکات، انتظامات، طراحی دکور و . . . خواهد بود.

 

1)    آموزش های عمومی:ارائه مباحث تشکیلاتی مورد نیاز

همانطور که قبلا هم اشاره شد اولویت مشاور هیئت رشد و تربیت کادر و اعضای اصلی هیئت است و بعد از آن به دنبال انجام شدن کار ها و مراسمات است. مشاور هیئت قبل از آنکه به برنامه ریزی برای نحوه برگزاری مراسمات هیئت بپردازد سعی می کند دانش آموزش را به چرایی برگزاری هیئت آگاهی دهد. در جلسات مختلف و به بهانه های مختلف سوالِ «چرا هیئت؟» را مطرح می کند و از جوانب مختلف با کمک اعضا به آن پاسخ می دهد. هم چنین او دانش آموز های خود را در حین فعالیت در هیئت زیر نظر دارد، نقاط ضعف و قوت شان را بخاطر می سپارد و برای برطرف کردن هریک از آنها سرفصل های تشکیلاتی مناسب آماده می کند و در قالب های مختلف (اعم از ارائه بحث توسط خودش/معرفی کتاب/ معرفی سخنرانی و . . . ) به دانش آموز ارائه میکند.

2)    آموزش های تخصصی

از آن جایی که برخی قسمت های هیئت نیاز به مهارت های تخصصی دارند و ممکن است از توان مشاور خارج باشد. مشاور می تواند برای آموزش مهارت های مورد نیاز از مشاوران هیئت استفاده کند. مشاوران هیئت جمعی از بزرگترهای هیئت هستند که مشاور نیستند، اما می توانند در بخش هایی از هیئت به مشاور ها و کادر هیئت کمک های تخصصی بکنند.

با در نظر گرفتن دو عامل انگیزه و آموزش 4 حالت کلی مفروض است که در زیر به آنها و راهکارِ هر یک اشاره می شود.

 

دانش آموز مهارت دارد /آموزش دیده است مهارت ندارد /آموزش ندیده است

 

انگیزه دارد نیرویی که هم دارای انگیزه است و هم آموزش های لازم را گذرانیده نیروی ایده آلی است که می توان از او در مسئولیت های مناسب بهره برد. چنین نیرویی تنها به استمرار انگیزه و هم چنین عمق بخشیِ آموزش ها نیاز دارد. مسئولیت سپاری به چنین نیرویی منجر به بروز آسیب های فردی و جمعی خواهد شد. نیرویی که نسبت به کار در هیئت دغدغه دارد، دیگر نیازی به انگیزه بخشی مضاعف ندارد چراکه این انگیزه بخشی، بدون آموزش منجر به زدگی و دلسردی خواهد شد. لذا در این مورد باید به آموزش مهارت های لازم اکتفا کرد.
انگیزه ندارد نیرویی که از مهارت های مورد نیاز بهره می برد لکن فاقد انگیزه لازم است را می توان به مرور زمان به وسیله ی ابزار های مذکور در بخش گذشته به سمت انگیزه مندی سوق داد. باید دقت داشت که او نباید احساس کند شما تنها به طمع بهره گیری از مهارت ها و استعداد های موجود در اوست که به انگیزه بخشی به وی و دخیل کردنش در امور هیئت تمایل دارید. بلکه باید از درِ خلوص و رفاقت با او وارد شوید. چنین نیرویی، نیروی صِفری است که باید از ابتدا تحت همه مراحل آموزش و انگیزه دهی قرار گیرد. در آموزش های تخصصی باید به علاقه شخص دقت شود تا ثمره مورد نظر از این آموزش ها به بار نشیند.

 

چند نکته

 

* دانش آموزی که دارای مهارتی ابتدایی است و یا نسبت به آن علاقه یا استعداد دارد، باید توسط مشاور کشف شود و در مسیر آموزش و تخصصی شدن آن مهارت قرار گیرد.

* باید دانست بسیاری اوقات، بی انگیزگی دانش آموز ناشی از نداشتن مهارت است یعنی چون مهارتی ندارد انگیزه ای هم برای کار نخواهد داشت. لذا با فراهم کردن بستر آموزش می توان روند انگیزه بخشی را هم به پیش برد.

* تثبیت انگیزه ها در گروِ تکمیل آموزش هاست. شور و نشاط اولیه افراد و علاقه به فعالیت در هیئت، نباید باعث دل خوشی مشاور شود و او را از آموزش به نیرو ها باز دارد. بلکه باید با آموزش، آن نشاط و انگیزه اولیه را استمرار ببخشد.

* منظور از آموزش، آموزش صِرف و بدون خروجی نیست بلکه آموزشی مدنظر است که در میدانِ کار باشد و هم زمان با آموزش انجام کار هم صورت گیرد. اگرچه در برهه هایی هم برگزاری کلاس های تئوریک و فراگیریِ مهارت به صورت کلاسیک، ضروری خواهد بود.

 

وظیفه‌سوم

هدایت

تربیت افراد به مثابه کوک کردن یک ساعت و یا روشن کردن یک اسباب بازی نیست چراکه در این موارد نیازی به حضور مشاور در ادامه مسیر نیست. مشاور بعد از آنکه انگیزه بخشی و آموزش را پیگیری کرد کارش به اتمامم نرسیده بلکه در قدم بعدی نوبت به همراهی با دانش آموز در ادامه مسیر می رسد. یک سری کارها را باید در دل موقعیت ها انجام دهد.

هدایت را می توان در ذیل 6 عنوان زیر مطرح کرد:

1)    هدایت فکری

الف) معارف اسلامی

قسمت اعظم جزوه ی« آنچه کادر باید بداند » شامل آن دسته از معارفی است که دانش آموز به مرور زمان و در قالب های مختلف فرا می گیرد. مشاور هیئت با سیر منظم و به فراخور شرائط، به ارائه این معارف می پردازد. شناخت ارکان تشیع، انقلاب اسلامی و چرایی قیام حضرت اباعبدالله از جمله این مباحث است. اخلاق تشکیلاتی و مباحث معنوی(نظیرِ توبه، اخلاص و . . . ) هم می تواند از جمله سر فصل های مناسب جهت ارائه به دانش آموز باشد.

 ب)مقدمات مورد نیاز در تصمیم گیری ها

فرآیند تصمیم گیری مبتنی بر اصولی کلیست که افراد و مجموعه ها برای خود تعریف می کنند و در تصمیمات جزئی آنها را مدنظر قرار می دهند. هیئت تشکیلاتی – تربیتی که به دنبال جذب و رشد افراد است نیز دارای اصولی مشخص است که باید در تصمیم گیری ها و طرح ریزی های کارگروه ها و قسمت های مختلف هیئت نصب العین افراد باشد. برای مثال شعاری که برای هیئت دانش آموزی جهت مراسمات بزرگی نظیر دهه اول محرم انتخاب می شود دارای ویژگی هایی است که مشاور هیئت آنها را در موقعیت مناسب و با همفکری دانش آموز ها برایشان بازگو می کند. ویژگی هایی نظیر جوان پسند بودن، محتوا مند بودن و حماسی بودن از جمله ی این ویژگی هاست. این اصول و مقدمات که در نوع تصمیم گیری ها نقش بسزایی دارند در مسیر رشد دانش آموز و در برهه های مختلف از سمت مشاور بیان می شود.

2)هدایت تصمیمات

از آنجا که اصل اساسی در هیئت دانش آموزی، راس کار بودن دانش آموزان و پیش برد امور توسط خود جوانان و نوجوانان است، امکان دارد در این بین معضلاتی بوجود بیاید. انرژی وافر دانش آموز در کنار تجربه کم او زمینه را برای بروز مشکلاتی فراهم می کند. دانش آموز دغدغه مند خود را مسئول می داند و انتظار آن را دارد که همه کار ها را به تنهایی پیش ببرد از این رو خیال می کند هر تصمیمی که میگیرد درست است. در این جاست که دوباره اهمیت نقش مشاور آشکار می شود. او تصمیمات اشتباه دانش آموز را سرکوب نمی کند بلکه با لطایف الحیلی او را از آن منصرف می کند. مثلا راه بهتری را پیش پای او میگذارد و کمبود ها و مشکلات تصمیمش را به او متذکر می شود. یا با وضع قرار داد های درون تشکیلاتی، بعضی امور را از حیطه تصمیم گیری او خارج می کند. همه ی این کار ها برای آن است که دانش آموز ما با تصمیم اشتباهش نه خودش و مجموعه را به گرفتاری بیاندازد و نه با برخورد سرکوب گرانه مشاور سرخورده و بی انگیزه شود.

 

1)    تذکر

هدایت های فکری انجام شده توسط مشاور در طول زمان از ذهن دانش آموز خارج می شود و آنهارا از یاد می برد. این جاست که مشاور هیئت باید همان مطالب را در فواصل زمانی مختلف، یادآوری کرده و به دانش آموز تذکر دهد.

2)    توجه دادن

  • در حین تصمیم گیری و اجرای تصمیمات نکاتی ریز و دقیق وجود دارد که تکامل فعالیت ها در گرو آنهاست. این نکات جنبه ی آموزشی خاصی ندارد تا در بخش آموزش به دانش آموز آموخته شود. برای مثال کادر و شورای هیئت شعاری مناسب با همه ویژگی های مطلوب یک شعار دانش آموزی را انتخاب کرده اند لکن به این نکته توجه نکرده اند که قبل از آنها هیئتی دیگر در شهر، همین شعار و یا قریب به مضمون این شعار را برای هیئت خویش برگزیده است. این جاست که مشاور هیئت باید آنها را به این نکته توجه دهد. مثال دیگر هم می تواند نکات انتخاب محل برگزاری مراسم باشد. ممکن است محلی که دانش آموز برای برگزاری هیئت انتخاب کرده همه ی ملاک ها را داشته باشد ولی مشاور هیئت مصلحت های دیگری در ذهن دارد که آن محل را از دایره انتخاب خارج می کند؛ مثلا گره ی اداری دارد و یا مسائلی از این قبیل. این جاست که مشاور هیئت باید کادر و شورا را نسبت به این امور توجه دهد.

3)    انتقال تجربه

  • کادر هیئت دانش آموزی ماهیتی تغییر پذیر و سیال دارد. به این معنا که افراد عضو در آن شناور بوده و هر ساله جای خود را به افراد دیگر می دهند. این امر می تواند ناشی از سیاست گذاری مسئولین مجموعه و یا بخاطر درگیر شدن دانش آموزان با کنکور و دانشگاه باشد. ازاین رو طبیعی است افرادی که در سال های گذشته در هیئت مشغول فعالیت بودند و در آن زمان تجربه های مفیدی را کسب کردند اکنون حضور نداشته و جای خود را به نیروی های تازه کار می دهند. در این جاست که ضرورت شکل گیری ساختاری جهت انتقال تجربه در هیئت مشخص می شود. البته این انتقال تجربه نباید بقدری زیاد باشد که فرصت ایده پردازی و خلاقیت را از دانش آموز بگیرد. مشاور تنها تجربیات را می گوید ولی جمع بندی و نتیجه گیری بر عهده بچه هاست.

4)    گارد ریل

  • مشخص کردن خطوط قرمز در هر امری لازم و ضروری است تا مبادا به اصل کار ضربه ای وارد شود. این تنها جایی است که مشاور به صورت محسوس و مستقیم ورود پیدا میکند و اجازه تصمیم گیری را به دانش آموزان نمیدهد. از جمله ی خطوط قرمزی که مشاور برای رعایت آنها دخالت مستقیم می کند، مبحث بیت المال می باشد. لذا در جایی که دانش آموز به هر دلیل اعتنایی به بیت المال و هدر رفت آن ندارد، مستقیما وارد شده و از این قضیه جلو گیری می کند. هم چنین در جایی که ممکن است ازدحام جمعیت و یا عوامل دیگر منجر به اختلاط زن و مرد شود، مشاور هیئت به چاره اندیشی مستقیم می پردازد. مقوله ی میکروفون دوم در سینه زنی و یا حالات مختلف سینه زدن هم ذیل همین عنوان تعریف می شود.

 

وظیفه‌چهارم

حمایت

جدای از هدایت های فکری که بحث شد، دانش آموز در طول مسیر نیاز به حمایت ها عملیِ مختلف مشاور دارد تا بدینوسیله حرکت او تسهیل و به ادامه مسیر امید وار شود. تشخیص اینکه این حمایت در کجا و به چه نحو اتفاق بیافتد نیاز به دقت خاصی دارد. مشاور هیئت سعی دارد تا هم به وسیله حمایت کردن او از دانش آموز و هم عدم حمایت، استعداد های دانش آموز را شکوفا کند. برای مثال موقعیتی پیش می آید که در آن دانش آموز به مشکلی برخورد کرده است ؛ در اینجا باید صبر کنیم و اجازه زمین خوردن را به دانش آموز بدهیم تا از این طریق زمینه ی رشد و پختگی او فراهم شود. طبیعی است که در صورت رفتار صحیح مشاور، این عمل نه منجر به خرد شدن دانش آموز میشود و نه او را از ادامه مسیر مایوس میکند بلکه باعث کسب تجربه و تصمیم گیری های صحیح در موارد بعدی خواهد شد. نباید دانش آموز را به بهانه جلوگیری از شکست ها، لوس و وابسته بار آورد بلکه باید اورا در دل مشکلات قرار داد و از دور پشتیبانیش کرد. البته در برخی مواقعی که کار از توان دانش آموز خارج است باید دستش را گرفت و او را حمایت عملی کرد تا مبادا زیر کار بشکند و کار تاثیر مخرب بر دانش آموز داشته باشد.

عملیات هیئتمحرمهمه مطالبهیئت هفتگی

آموزشانصارانصارالمهدیانصارالمهدی های کشورانصاری هاتشکیلاتدبیرخانهدبیرخانه کشوردبیرخانه هیئت های انصارالمهدیدبیرخانه هیئت های انصارالمهدی کشورکادرمحرممشاورمشاورانهیأتهیئت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


− 1 = 4